ترا از عمق جانم می پرستم همه از عشق توست که زنده هستم
اگر روزی نباشم یاور تو بدان از روی تو شرمنده هستم
از آن روزی که عشقت شعله ور شد غم و غصه درونم بی اثر شد
دلم عاشق شده با یک اشاره بدون تو دل من غمگساره
در این فکرم که سرگردان نباشم دمی در فکر این و آن نباشم
تویی آن کعبه ی مقصود قلبم دلت با یک اشاره کرده جلبم
نمیخواهم ترا از دست دهم من شوم دیوانه در هر کوی و برزن
بمان تا زنده هستم در کنارم بجز این دغدغه دیگر ندارم
دوستان نظر یادتون نره.ممنون