این همه صبر و قرار از جهت روی توست
باعث سرمستی ام خرمن گیسوی توست
ای همه ی عشق من با منی و در منی
قرعه ی فال مرا بنام خود میزنی
جانب صحرا کنم روی تو گردد عیان
روز و شبم نام تو دائم و ورد زبان
عشق تو کرد مبتلا این دلم عاشق شده
بس که کشید درد عشق طبیب حاذق شده
مانده ام از صورتت خلقت پروردگار
این همه صورت کشید گشته یکی هم نگار
ممنون.امیدوارم خوشتون بیاد.