اگر که در نگاه من شور جوان شدن شده
برای این بُود که دل دوباره شکل من شده
گذشته عمر من دگر اما ندارم حسرتی
دوباره عاشقم خدا و این بُود مسرتی
جوانیم اگرچه رفت نمی خورم غم طلوع
برای رفتنم به عشق تو هستی نقطه ی شروع
گذشته روزگار غم امید من باور توست
بدان که بار دیگری دلم به اشتباه نجست
طلوع عشق و خاطره بدست تو نوشته شد
رشته ی غصه و سکوت تو آمدی و پنبه شد
امیدوارم بخونید و نظر بدید.ممنون
خیلی قشنگ بود .مخصوصا :
جوانیم اگرچه رفت نمی خورم غم طلوع
برای رفتنم به عشق تو هستی نقطه ی شروع
محمد جان ممنون از اینکه این همه به من لطف داری.
از اینکه سر زدی و نظر دادی ممنونم.