مروری کوتاه بر زندگی رهی معیری

سلام 

این دفعه نخواستم شعر یا ترانه بزارم بلکه خواستم کمی در مورد پیشکسوتان این مقوله کمی  

 

صحبت کنم البته من با توجه به مطالعه کمی که داشتم وسوادم میخوام توضیح و کمی نظر بدم  

 

باید ببخشید.از ترانه که یاد می کنی نمیتونی به راحتی از کنار اسم زنده یاد رهی معیری به  

 

سادگی بگذری البته قبل از رهی هم کسانی بودند که در این زمینه فعالیت می کردن ولی 

 

به نظر خیلیها ایشون پایه گذار تصنیف و ترانه در ایران هستن که البته شعرها و ترانه های زیادی  

  

چه در زمان سابق و چه در زمان کنونی  خونده شده که معروفترین تصنیف بعد از انقلاب 

    

تصنیف سلطان ودرویش که استاد افتخاری خوندن وشما هم لابد شنیده اید که من بالشخصه  

 

خیلی لذت میبرم هر موقع که میشنوم..اما زندگینامه ایشان:شادروان 

 

محمد رهی معیری متخلص به رهی نوه ی دوستعلی خان نظام الدوله از عموزادگان فروغی 

 

بسطامی غزلسرای بزرگ بود.رهی در دهم اردیبهشت ۱۲۸۸ پس از درگذشت پدرش چشم به 

 

دنیا گشود و بر اثر گرایش ذوقی و سرشت عاطفی که داشت در حالیکه هنوز ۱۷ سال بیش

 

نداشت اولین رباعی خود را گفت:

 

   

 کاش امشب آن شمع طرب می آمد                  وین روز مفارقت به شب می آمد 

 

آن لب که چو جان ماست دور از لب ماست         ایکاش که جان ما به لب می آمد 

 

واز آن ببعد تا لحظه ی آخر از سرودن شعر و ترانه از هر دست نایستاد. 

 

وی هرگز ازدواج نکرد .از سال ۱۳۲۱ تا ۱۳۲۶ با روزنامه ی تهران مصور و بابا شمل همکاری داشت 

 

و طنزهای انتقادی و سیاسی و اجتماعی او با نامهای مستعار شاپریون و زاغچه ‌و گاه حقگو 

 

وگوشه گیر در آنها چاپ میشد.در دهه ی پایان عمر با برنامه ی گلهای رادیو همکاری داشت 

 

وپس از آن نیز تا پایان زندگی آن برنامه را سرپرستی می کرد.رهی سفرهای متعددی به  

 

کشورهای ترکیه و شوروی سابق وایتالیا و فرانسه داشت و در سال ۱۳۴۱ برای حضور در مراسم  

 

یادبود نهصدمین سال درگذشت خواجه عبدالله انصاری و به دعوت کشور افغانستان  به آن دیار 

 

سفر کرد وبار دیگر این سفر را در سال ۱۳۴۵ تجدید کرد.عزیمت به انگلستان برای عمل جراحی 

 

آخرین سفرش بود که به درگذشت وی انجامید و رهی پس از یک بیماری جانکاه در ساعت ۳۰/۳ 

 

 نزدیک پگاه روز بیست و چهارم آبان ۱۳۴۷ دیده از جهان فرو بست و دریغ و تاسفی بس بزرگ در  

 

پی گذاشت. کتاب کلیات رهی معیری  شامل سایه ی عمر و آزاده و ره آورد وترانه ها و طنزهای 

سیاسی و اجتماعی است .داستان زندگی وی برگرفته از کلیات رهی معیری می باشد که من 

خواندن این مجموعه را به همه ی عاشقان شعر و ترانه توصیه می کنم در ضمن مزار  

 

ایشون در تهرانه .روحش شاد 

   

 

نظرات 2 + ارسال نظر
shahab سه‌شنبه 22 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 09:13 ب.ظ http://bodopol.blogsky.com

سلام دوست عزیز من از وبلاگ شما بازدید کردم و به نظرم جالب بود از وبلاگ من هم که درباره ی درآمد اینترنتی هست دیدن کنید و اگه دوست داشتی میتونیم تبادل لینک کنیم

امیررضا ناصری چهارشنبه 23 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 04:22 ب.ظ

سازد مرا سوزد مرا انگار از دهان آن شاعر حرف می زند که دردم از یار است و درمان نیز هم .. کارزیبایی رو انتخاب کردید.

سلام
ممنون
امیدوارم که شما رو بیشتر تو وبلاگم ببینم و از نظراتتون بیشتر استفاده کنم.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد